شوراهای شهر، نهادی هستند که قرار بود نماد مشارکت مردم در مدیریت شهری باشند. اما واقعیت امروز این است که بخشی از این شوراها از مسیر اصلی خود فاصله گرفته اند.
اختلاف های داخلی، تصمیم های غیرکارشناسی و گاه پرونده های مالی، چهره های نگران کننده از شوراها ساخته است. این وضعیت، اعتماد عمومی را خدشه دار کرده و عملکرد شهری را کند کرده است.
اعتماد مردم به شوراهای شهر کاهش یافته، اما مسیر بازسازی هنوز هم باز است. اگر مدیران محلی و اعضای شوراها به جای توجیه، به اصلاح ساختارها روی بیاورند، میتوان مسیر تازه ای گشود، مسیری که از شفافیت، پاسخگویی و تخصص گرایی آغاز می شود.
در گام نخست، شوراها باید درِ اتاق های بسته را باز کنند. انتشار عمومی مصوبات، قراردادها و صورت جلسات نه تنها حق مردم است، بلکه بهترین راه برای پیشگیری از تخلف و سوء تفاهم است. وقتی شهروندان بدانند بودجه شهرشان چگونه خرج می شود، نگاهشان به شورا هم تغییر خواهد کرد.
گام دوم، توانمندسازی اعضای شورا. بسیاری از تصمیم های نادرست، از ناآگاهی در زمینه های مالی و حقوقی انجام میشود. شورای شهری که بداند تصمیمش چه اثر اقتصادی و اجتماعی دارد، به جای واکنش احساسی، بر پایه تحلیل و قانون عمل می کند. ایجاد دوره های آموزشی منظم با همکاری مراکز آموزشی استانداری و دانشگاه ها میتواند نقش بزرگی در ارتقای کیفیت تصمیم گیری اعضای شوراها داشته باشد.
گام سوم، تعامل سازنده با شهرداری ها است. اختلاف مداوم میان شورا و شهردار، نه تنها به نفع هیچکدام نیست، بلکه شهر را قربانی میکند. تشکیل کارگروه های مشترک برای بررسی پروژه ها، بودجه ها و اولویت های شهری، میتواند بسیاری از تنش ها را کاهش دهد.
از سوی دیگر، شوراها باید صدای مردم را بشنوند. برگزاری نشست های عمومی، پاسخگویی شفاف به پرسش های رسانه ها و ایجاد سامانه ثبت شکایت و پیشنهاد، حلقه اعتماد میان مردم و مدیریت شهری را بازسازی میکند. مردم وقتی احساس کنند دیده میشوند، به تصمیم گیران اعتماد میکنند.
در بلندمدت، باید شرایط نامزدی شوراها اصلاح شود تا تنها افراد متخصص و آگاه وارد این عرصه شوند. تجربه نشان داده که نبود دانش کافی، راه را برای تصمیم های پرهزینه و حتی فساد باز میکند. افرادی که به دلیل حمایت قومی انتخاب میشوند، ممکن است تصمیمات خود را بر اساس منافع گروهی یا فشار اجتماعی بگیرند، نه بر اساس تحلیل کارشناسی و منافع عمومی. نتیجه، پروژههای ناکارآمد، اتلاف منابع و تأخیر در اجرا است. کیفیت اعضای شورا مستقیماً بر کیفیت مدیریت شهر اثر میگذارد و اصلاح شرایط نامزدی، گام مهمی برای کاهش فساد، افزایش شفافیت و بازگرداندن اعتماد مردم است.
در نهایت، آینده شوراهای شهر در استان بوشهر به یک انتخاب ساده اما حیاتی وابسته است، بازگشت به اصل اعتماد. شفافیت، آموزش و پاسخگویی سه کلید طلایی است که میتوانند شوراها را از حاشیه به متن توسعه شهری بازگردانند. اگر این مسیر طی شود، شهرهای استان میتواند الگویی برای مدیریت شهری سالم در سراسر کشور باشد.