اهرم، شهری میان نخل و آینده

روایتی از شهری که می‌خواهد رشد کند، بی‌آنکه ریشه‌هایش را ببُرد. اهرم، شهری است میان نخل و رود؛ شهری که گرمای آفتاب جنوب را با سایه‌ی درختان خرما می آمیزد. شهری که خیابان اصلی‌اش، چون رگی از زندگی، از دل آن می‌گذرد و دو سویش را نخلستان‌هایی احاطه کرده‌اند که گویی حافظان دیرینه‌ی خاک تنگستان‌اند.

اینجا، شهر و طبیعت هنوز از هم جدا نشده‌اند. دیوار سیمانی تا انتهای نخل‌ها نرسیده و صدای آب هنوز در گوش مردم، صدای آرامش است.

اهرم، مرکز شهرستان تنگستان، نه تنها جغرافیایی میان کوه و دریاست، بلکه فرهنگی است میان گذشته و آینده. شهری با تاریخی از مقاومت و ایستادگی، اما با چشمانی دوخته به افق توسعه و پیشرفت. امروز، اهرم در نقطه‌ای ایستاده است که باید میان گسترش شهری و حفظ زیست‌بوم بومی تعادل برقرار کند. تعادلی که می‌تواند سرنوشت نسل آینده را رقم بزند.

نخل، ریشه‌ای در خاک، نگاهی به آسمان

برای مردم اهرم، نخل فقط درختی برای خرما نیست. نخل، خاطره است. پناه تابستان‌های گرم و نماد ایستادگی است. سرمایه‌ای که قرن‌ها سایه‌اش را بر زندگی مردم گسترده است. نخلستان‌ها نه‌تنها تأمین‌کننده معیشت، بلکه پناهگاه آرامش و هویت هستند. توسعه شهری اگر بخواهد در اهرم معنا داشته باشد، باید با زبان نخل سخن بگوید. یعنی رشد کند، اما ریشه‌هایش را در خاک خود نگه دارد.

اما امروز، این نخل‌ها میان دو جهان ایستاده‌اند. جهان سنتی که در آن، زمین و آب ارزش مقدس داشت، و جهان توسعه که زمین را «زمین شهری» می‌بیند. راز آینده اهرم در این است که بتواند میان این دو جهان پیوندی آگاهانه بسازد. توسعه‌ای که نه در برابر نخلستان، که در کنار آن معنا می یابد.

خیابان اصلی (راسه)، ستون فقرات شهر

اهرم حول محور خیابان های انقلاب و امام خمینی (ره) شکل گرفته است. خیابانی هایی که از گذشته تا امروز، بازار، مغازه‌ها، بانک ها، ادارات و حرکت مردم را در خود جای داده است. اما همین تمرکز، امروز به نقطه فشار بدل شده است. تراکم بیش‌ازحد، نبود فضاهای جانبی و محدودیت توسعه به دلیل وجود نخلستان ها و رودخانه.

راه‌حل، نه گسترش بی‌برنامه، بلکه توسعه شعاعی و هوشمند از محور اصلی به محلات پیرامونی است، به‌گونه‌ای که فشار کالبدی از مرکز به نواحی تازه توزیع شود. توسعه شعاعی، با خیابان‌های فرعی منظم و فضاهای سبز میانی، می‌تواند اهرم را از گسترش بی‌برنامه نجات دهد.

رودخانه و آب‌گرم، قلب تپنده طبیعت اهرم

اهرم خوش‌اقبال است که طبیعتش هنوز زنده است. اگر خیابان اصلی، ستون فقرات اهرم باشد، جوی‌های آب، همانند رگ‌های آنند.

جوی‌ها، همان‌گونه که رگ‌ها خون را به گوشه گوشه‌ی بدن می‌رسانند، از کنار خانه‌ها، کوچه‌ها می‌گذرد و جان و زندگی را در کالبد اهرم جاری می‌سازد. طبیعت و چشمه های درمانی، نعمت‌هایی‌اند که می‌توانند به موتور گردشگری و نشاط شهری بدل شوند. ظرفیت‌هایی که کمتر شهری در جنوب کشور از آن برخوردار است. اگر این منابع به‌درستی سامان‌دهی شوند، می‌توانند محور گردشگری، سلامت و طبیعت‌گردی شوند. در شهری که نخلستان در کنار رودخانه نشسته است، می‌توان پارک‌های خطی، مسیرهای پیاده‌روی و اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایجاد کرد تا طبیعت نه مانعی برای توسعه، بلکه انگیزه‌ای برای آن باشد.

توسعه در اهرم اگر بخواهد پایدار باشد، باید چهره‌اش بومی بماند. نخلستان‌ها می‌توانند به کمربند سبز شهری تبدیل شوند، صنایع کوچک مرتبط با خرما و محصولات محلی می‌توانند اشتغال ایجاد کنند، و انرژی خورشیدی می‌تواند روشنایی شب‌های اهرم را تأمین کند.

چنین توسعه‌ای نه از بیرون تحمیل می‌شود و نه هویت شهر را می‌زداید، از دل خود مردم برمی‌خیزد و در هماهنگی با اقلیم و فرهنگ تنگستان شکل می‌گیرد.

اهرمِ فردا، شهری که می‌خواهد یاد بگیرد

اهرم، شهری است در حال یادگیری. یاد می‌گیرد که مدرن شود، بی‌آنکه از گذشته ببُرد. یاد می‌گیرد که به جای حذف نخل و نخلستان ها، با آنها زندگی کند. یاد می‌گیرد که خیابان‌ها را هوشمندانه گسترش دهد، بی‌آنکه رودخانه را قربانی کند. شاید راز ماندگاری اهرم همین باشد، شهری که رشد می‌کند، اما هنوز به ریشه‌اش وفادار است.

اهرم، امروز در آستانه‌ی فردای خود ایستاده است. شهری که اگر درست هدایت شود، می‌تواند به نمونه‌ای از توسعه بومی و پایدار در جنوب کشور بدل شود و شاید رسالت نسل امروز این باشد که این ایستادن را به حرکتی متوازن بدل کند، شهری میان نخل و آینده، با قلبی زنده و نگاهی روشن.