1405/3/21
در بحث توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، معمولاً تمرکز اصلی بر «امضا شدن یا نشدن توافق» قرار می گیرد. اما تجربه های گذشته نشان داده اند که مسئله مهم تر از خود توافق، دوام و تاب آوری آن در برابر تغییر دولت ها، فشارهای سیاسی داخلی و بحران های منطقه ای است. به بیان دیگر، چالش اصلی نه رسیدن به توافق، بلکه «زنده نگه داشتن آن» در طول زمان است.
تجربه توافق هسته ای ۲۰۱۵ به خوبی نشان داد که حتی توافق های رسمی و چندجانبه نیز اگر بر پایه های نهادی و اقتصادی محکم بنا نشوند، می توانند با تغییر اراده سیاسی در یک کشور به سرعت تضعیف یا متوقف شوند. از همین جا مفهوم «بیمه کردن توافق» اهمیت پیدا می کند.
بیمه کردن توافق به معنای غیرقابل نقض کردن آن نیست. چنین چیزی در روابط بین الملل اساساً وجود ندارد. منظور این است که ساختار توافق به گونه ای طراحی شود که خروج از آن برای هر طرف، نه یک انتخاب ساده سیاسی، بلکه یک تصمیم پرهزینه، زمان بر و از نظر اقتصادی و دیپلماتیک غیرجذاب باشد.
یکی از مهم ترین ابزارهای افزایش دوام توافق، گره خوردن آن به منافع اقتصادی واقعی است. زمانی که توافق صرفاً در سطح سیاسی باقی بماند، تغییر دولت ها می تواند به راحتی آن را تحت تأثیر قرار دهد. اما اگر توافق وارد حوزه هایی مانند سرمایه گذاری های بلندمدت، پروژه های زیرساختی، انرژی و همکاری های بانکی شود، به تدریج به یک شبکه منافع متقابل تبدیل می شود.
در چنین شرایطی، خروج از توافق فقط یک تصمیم دیپلماتیک نیست، بلکه به معنای ایجاد هزینه مستقیم برای بازیگران اقتصادی و حتی متحدان سیاسی طرفین خواهد بود.
توافق های دوجانبه ذاتاً آسیب پذیرترند، زیرا سرنوشت آن ها به تصمیم دو بازیگر محدود وابسته است. یکی از راه های افزایش پایداری، چندجانبه سازی توافق است. به این معنا که بازیگران ثالث و نهادهای بین المللی نیز در ساختار آن نقش داشته باشند.
در این حالت، توافق از یک رابطه خطی و شکننده، به یک شبکه پیچیده از تعهدات تبدیل می شود که خروج یک طرف، به معنای فروپاشی کامل کل ساختار نخواهد بود.
یکی دیگر از نقاط ضعف توافق های گذشته، عدم توازن در روند اجرا بوده است. در مدل پایدارتر، تعهدات باید به صورت مرحله ای و متقارن اجرا شوند. به گونه ای که هیچ یک از طرفین نتواند همه امتیازات را پیشاپیش دریافت کند.
این نوع طراحی، مانع از شکل گیری الگوی «امتیازگیری و عقب نشینی» می شود و اعتماد را به صورت تدریجی و قابل سنجش ایجاد می کند.
دوام واقعی یک توافق، در میزان هزینه خروج از آن تعریف می شود. هر چه خروج ساده تر باشد، احتمال شکست بیشتر است. بنابراین، یکی از اهداف اصلی در طراحی توافق باید افزایش هزینه سیاسی، اقتصادی و حقوقی خروج باشد.
این امر از طریق درگیر کردن نهادهای متعدد، ایجاد تعهدات چندلایه و پیوند دادن توافق به ساختارهای بین المللی قابل تحقق است.
در نهایت، پایداری هر توافق احتمالی میان ایران و آمریکا نه در لحظه امضا، بلکه در معماری آن تعیین می شود. توافقی پایدارتر است که:
- به منافع اقتصادی واقعی گره خورده باشد
- از سطح دوجانبه فراتر رفته و چندلایه شده باشد
- تعهدات آن متوازن و مرحله ای طراحی شده باشد
- و خروج از آن هزینه دار و پیچیده باشد
در چنین چارچوبی، «بیمه کردن توافق» به معنای غیرممکن کردن شکست نیست، بلکه به معنای تبدیل توافق به یک ساختار پایدارتر در برابر تغییرات سیاسی و فشارهای مقطعی است.